تـرامن چشـــــم در راهم
طلــــــــــوع مـــــن
با سوز و سرمایی دو چندان سوز دل و سوز ...... برام دعا کنید دعاتون میکنم امیدوارم هر چند تا حاجت دارید در این ماه حاجت روا شید دگر باره زمستان شد، سرما باز آمد برهنه درختان را باز وقت خواب آمد حریر موی آسمان بر تن زمین نشست زمستان با نرم پیرهن سپید بمیان آمد سرها به گریبان، تن ها سرد، سوزنده هوا رقصنده دختر ِشعله ی آتش بمیدان آمد تیغ تیز انجماد پوسته دلهای گرم شکاند جان آدمی ز درد سوز سرما، به فغان آمد قلیان آتش امید اما، زنده در دل عاشقان تا دگر فصلی بگویند، که باز بهار آمد صد جام شوکرانم گر دهد این زمستان بر خیزم و پای کوبم که دگر بار بهار آید چرخ گردون فلک تابد بیتاب، یار ِهوشیاربهار دلبر ،جام می بدو دست و مست آید عزیز فاطمه در این تنهایی و سوز دل یاریم کن یا باب الحوائج ترا به آبروی طفل ۳ ساله حاجت روا کن هر آنکس را که بدل آرزویی دارد من اومدم وبا اين آپ براي شما مهربونهاي عاشق چيز بنويسم پاييز را دوست دارم. غروب را بيشتر رنگ زرد را مي پسندم سياه هم بد نيست. خلوت تنهايي خيلي خوب است ولي دوستانم خوب ترند مهربان بودن صميميت اعتماد و... همه اينها را دوست دارم. ولي جاي را كه خدا باشد بيشتـــــــر پاييز پر بارانتون بخير اميدوارم دچارانواع آنفولانزا نشده باشيد من كه دچار شدم حسابي حالم بده ولي با شما بــــــــاشم خوب میشه دعــــــــــــــــــا كنيد. پائيزتــــــــــــون بخيــــــــــــر. امسال زمستون با محرم آمد




| :قالبساز: :بهاربیست: |


